تبليغاتX
همسفر گوگوش






























 

بهار میاد دوباره

 

نخستین روز بهاری از راه رسید از این جهت میگویم بهاری که بهار

حقیقی و راستین را گلبانو با خود به ارمغان می آورد ... بهاری سرشار

 از زیبایی نو شدن طبیعت و شکوهی دوباره نیمه ی بهار روز میلاد نازنین

 ماست ... نازنینی که از همان ابتدا با خود عشق به همراه داشت و 

وجودش سراسر خوبی بود و زیبایی ......

هوای اردیبهشت با خود عشق بهمراه دارد و عطر خوش نفس های

 نازنینمان را با خود به ارمغان می آورد ...

azita.G|

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

 

azita.G|

گوگوش در گفتگویی با رادیو فردا از

 زنده یاد پرویز مقصدی میگوید

 

دانلود

اولین ترانه ی مستقل منو 16 یا 17 سالگی بود خوندم و

پخش شد کار آقای مقصدی بود ، قصه ی وفا و رکورد فروش

هم داشت اونجور که اون زمان شرکت آهنگ روز آقای چمن آرا

به من گفتن اون موقع صفحه زده میشد و صفحه اون زمان مثل

اینکه رکورد فروش داشته این آهنگ ، قبل از اینکه با آقای مقصدی

همکاریمو شروع بکنم بیشتر ترانه های خواننده های مختلف رو

 میخوندم یکی دو تا کار بود که حسن شماعی زاده

برام ساخته بود ولی بصورت صفحه هنوز بیرون نیومده بود اما قصه

وفا اولین صفحه ای بود که از من بیرون اومد تا قبل از اون آهنگسازای

ما یک سری کارهای روتین ایرانی میساختن که نه سنتی بود

نه پاپ مثل آقای سلیمان اکبری مثل آقای بابک افشار که کاراشون

رو خوندم در رادیو و بسیار هم کارای زیباییه و جز آرشیو ارزشمند و

گرانبهای منه اما پرویز مقصدی یک حس و حال دیگه ای برای من

داشت موسیقیش به دلیله ، حالا نمیدونم شاید بدلیل یک رگ آذربایجانی

بودنش یا اینکه کار پاپ بیشتر میکرد ، پیانو ارگ میزد خودش و خودشم

خیلی خوب میخوند اون زمان با گروه منوچهر بیگلری رو اینا که جاز داشتن

به قول اون زمانی ها به همین دلیل موسیقیشو خیلی دوست داشتم

و خیلی سریع میگرفتم بعد از قصه وفا ترانه ی ساحل و دریا

رو خوندم گل بی گلدون رو خوندم آهنگ بی قرار رو ازش خوندم و

چند تا آهنگ دیگه که همشون ملودی های دلنشینی داشتن

.....................

 من 2 ساله پیش باهاش تلفنی حرف زدم ولی اونچه

که براش اتفاق افتاده که نمیدونم چه اتفاقی بوده. فراریش کرده

بود و فقط بمن یک آدرس گنگی داد که من توی یک مزرعه دارم

زندگی میکنم و خیلی هم زندگی خوب و آروم و ... و هیچ اشاره ای

هم به اینکه چرا نتونست یا نخواست با کسی کار بکنه نکرد تنها کاری

که کرد برای من یک آهنگی روی تلفن گذاشت که بشنوم گفت این

آخرین کاریه که ساختم اینو گوش بده و برام گذاشت و رفت و

فکر میکنم یادش رفت تلفنو جواب بده نمیدونم به نظرم

میاد که بیماری فراموشی احتمالا گرفته بود که چون صداشو

میشنیدم صدای قدماشو میشنیدم ولی گوشی رو گذاشته بود کنار

و رفته بود و داشت کارشو انجام میداد

.....................

فکر میکنم کارای پرویز مقصدی هم از نظر تکنیکی و

هم از نظر حسی یک تلفیظی داشت که من فکر میکنم هر

 آدم آماتوری هم کارشو میخوند موفق میشد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روحش شاد و یادش تا ابد جاودان باد

فایل صوتی از امین عسگری

همسفر گوگوش

azita.G|

 

گریه کنم یا نکنم - بهترین ویدئو سال 87

 

سال 87 نیز واژه های خوشرنگ " نخستین و بهترین "

در کنار نام پر افتخار  نازنینمان حاضر بودند.چرا که او همیشه

بهترین است و آغاز کننده ی هر راهی به سوی زیبایی همواره

نامش در زیبایی ها آغازگر است  "گریه کنم یا نکنم" انتخاب مردم

ایران به عنوان بهترین ویدئو سال بود دقایقی سراسر زیبایی همراه

با حضور نورانی و خیره کننده گلبانوی عزیزمان

-------------------

نازنین ترینم اینبار نیز بهترین تو شدی ، اولین تو شدی ،

بهترین و اولین همه ی ما 

شاهکار " گریه کنم یا نکنم " باری دیگر شکوهت را ثابت کرد ،

شکوهی که سالهاست جهان را به خود خیره کرده ، تو یعنی

همان کوه بی نیاز و باشکوه ، خاطره ساز خوب دیرین و عاشق

ترین همراه در پیچ و خم جاده های مه گرفته با کبوترهای خسته

تا ابد جاودانی در قلب ایران در قلب میلیون های ایرانی

صمیمانه ترین تبریکاتم را بپذیر گلبانوی نازنینم ، تا همیشه برای

ما عاشقانت بمان و بخوان

WWW.Googoosh.com/blog

azita.G|

 

همزاد سایه ی خدا

 

 

پیشتر نیز نوشتم ، بوسه هایم بر دستان پاک و گونه های گلگونت

 که زیبایی چهره ی نازنینت را دو چندان میکند ..اینبار نیز جهان برایم

 به سکوت بنشست تا تنها صدای تو نازنینم را بشنوم و این سکوت

جانانه چه زیباست ....

رقص آدمک های آسمانی در کنارت که تو نازنین خود آسمانی

هستی.....واژه به واژه ات را با گوش دل شنیدم ، لحظه به لحظه ی

حضورت را در همان دفتر دیرین که سالهاست با نام تو مزین میشود

ثبت کردم ، از برشدم هر آنچه را که تو نازنین با عشق با عاشقانت

 قسمت کردی که تو شاه ماهی سراسر خوبی ما هستی....

از گذشته گفتی ، امروز را به زیبایی توصیف کردی و نوید آمدن فردایی

 روشن را دادی ، تا ابد با صدای جاودانت همراه خواهیم بود گلبانوی

 همیشه عاشق ....آن شب بغض صدای همیشه عاشقانه ات اشک

 را به چشم همه عاشقانت نشاند ، بغضی که درونش فریادی جانانه

نهفته ، فریاد عشق....

نازنینم شادیت آرزوی هر لحظه ام است

azita.G|

 

هنر مندی برای همه نسلها

متن گفتگوی گوگوش و صدای امریکا برنامه دو روز اول

 

این عنوان را از این جهت انتخاب کردم که نسل پدر بزرگها و مادر

بزرگها ، نسل پدران و مادران ما ،نسل من و نسل جدید همه همه

اون رو به عنوان یک هنر مند که به قول دوستی به نام سینا 50

سال قلب ملتی رو نوازش کرده میستایند در میان 100 ها ایمیلی

که برای برنامه امشب دریافت کردیم این یکی شاید بیش از همه

اونها بازگو کننده ی احساسات ایرانی ها نسبت به او باشه که

مینویسه من الناز هستم 19 ساله از اصفهان دختری که عاشقانه

شما رو دوست میدارد کسی که با آهنگهای شما داره بزرگ میشه

مادر من عاشق شماست با آهنگهای شما عاشق شد ، گریه کرد ،

خندید و امروز نوبت من است ..

خیلی خوشحالم که به صدای امریکا آمدید ،خانم گوگوش سلام به

شما در لوس آنجلس خوش آمدید به صدای امریکا و برنامه دو روز

اول ما هم مثل این ببیننده عزیز خوشحالیم که درایام نوروزی شما

مهمان گرامی ما هستید

با درود به شما آقای فرهودی و تبریک سال نو و عید نوروز باستانی

به شما و همه هم میهنانم در هر جای دنیا که هستید و صدای

منو میشنوید

خب چه احساسی دارید خانم گوگوش امشب که در خونه ملیونهای

ایرانی حضور دارید و میتونید با اونها مستقیما صحبت کنید

من هروقت که بصورت زنده با مردم درارتباط هستم اولش احساساتی

میشوم و کمی کنترل خودمو از دست میدم اما یکم که شما با من صحبت

بکنید چرخ دنده های من سر جاش میفته

و متقابلان از طرف من هم همینطور خانم گوگوش خب اول از همه

عید خدمتتون تبریک میگم صد سال به از این سالها خانم عید

را چگونه گذراندید

من امسال عید رو بدلیل کنسرتی که در روز اول فروردین در اکلند

سانفرانسیسکو ،شمال کالیفرنیا داشتم مشغول تمرین و به هرحال

کارهای قبل از کنسرت بودم اما در عین حال هفت سینمو داشتم و

تبریک کوتاهی هم به مناسبت نوروز ضبط کردم و تقدیم هم میهنانم

کردم که از تلویزیون ها و وبلاگ خودم پخش شد

خب بیشتر در مورد اون پیامتون و هفت سین صحبت میکنیم اگر موافق

باشید در ابتدا برای اینکه اون حالت موزیکال برنامه هم حفط کنیم

یک آهنگ مدلی داریم از چندتا از کارهای خاطره آفرین شما که اگر

اجازه دهید اونو با هم  تماشا میکنیم و بعد به گفتگومون ادامه میدیم

گوگوش عزیز

خواهش میکنم

خیلی خوشحالم که اون ترانه ی محبوب من غریب آشنا رو در این مدلی

قرار داده بودید یاد روزهایی افتادم که در ایران کلاس یازده دبیرستان بودم

و این ترانه رو شما خوندید و چقدر همه ما جوونا با این ترانه حال میکردیم

بقول معروف

این بزرگترین ثروت و افتخاری که من دارم که سهمی در خاطره های دو یا

سه نسل گذشته دارم و هر وقت که هرکسی یاد خاطرات خوب گذشتش

میفته خوشحالم که سهیم هستم در اون گوشه ای از ذهنشون که

وقتی کاری از من میشنوند یا تصویری از من میبینند

بله ، من یک نظر خواهی کوتاه کردم در قبل از شروع برنامه از بعضی از

همکاران جوانان فعلی و جوانان قدیم سوال کردم که کدوم یک از کارهای

شما رو بیشتر دوست دارند یه چند تا اسم خدمتتون میگم خوابم یا بیدارم،

آیریلیق، پرسش، چله نشین، همسفر، کویر، ماه پیشونی،غریب آشنا،

کیوکیو بنگ بنگ که میگویند در افغانستان خیلی محبوبه خانم گوگوش

خلوت و شب سپید که از آخرین آلبومتونه

بله

بله خب مریم از تهران در ایمیلش شما رو افتخار ایران و ایرانی و آهنگهاتون

رو یادآور روزهای خوب ایران خونده و نوشته گوگوش عزیزم همیشه بخوان بله

اینم از این دوست عزیز ما بود که از شما میخواست همیشه بخوانید و

واقعا خانوم گوگوش در طول این چند روزی که اعلام کرده بودیم که شما در

برنامه ما حضور دارید صدها ایمیل دریافت کردیم و من بخاطر ندارم که برای

هیچ برنامه ای ما اینقدر ایمیل پیش از شروع برنامه دریافت کرده باشیم

در هرصورت بازهم سپاسگزارم که در برنامه ما حضور دارید گوگوش

عزیز

ممنون از محبتتون ، من تلاشمو میکنم که تا نیرو دارم در بدنم و در صدام

بخصوص بخونم ولی فقط نخونم ، اگر بتونم وظیفه ای اگر به دوشم باشه

که هست با خوندنم و با انتخاب اشعار و ترانه ها اون وظیفه رو ادا کنم

بله

خوشحال میشم

و به خوبی هم ادا میکنید اونطور که همه ی دوستدارانتون درایمیلاشون

به اون اشاره کردن ، دیدم در وبسایتتون همانطور که خودتون اول

فرمودید یک پیام نوروزی داشتید برای ایرانیا هم پیام تصویری بود هم پیام

نوشتاری در بخشی از این پیام آرزو میکنید که در سال نو شاهد استقلال و

آزادی فرد فرد جوانان ، زنان آزاده و تمامی مردم ایران زمین باشیم فکر

میکنید چگونه میتونن باین هدف برسن ایرانیا به این آرزویی که شما

براشون دارید

آقای فرهودی من آدم سیاستمداری نیستم از سیاست هم اطلاعی

ندارم و نمیتونم پیش بینی کنم که چطور این اتفاق میفته اما میدونم

که با اتحاد و یکپارچگی مردم و مسئولین دست اندرکاری که در داخل

ایران هستن و دلشون برای مردم میسوزه این اتفاق میتونه بیفته و

خود مردم جوونا زنان ما باید تلاش بکنن تا به اون استقلال و آزادی که

خواستشونه برسن من نمونه های کسب استقلال و آزادی رو در کتابها و

تاریخ سراغ دارم که هرکدوم به نوعی این اتفاق براشون افتاده در هند با

نافرمانی مدنی و به رهبری گاندی بزرگ این اتفاق افتاد و در انقلاب اکتبر

شوروی سابق یا انقلاب کبیر فرانسه ولی امروز نمیدونم که چطور میتونن

جوونای ، ما مردم  ما به این استقلال و آزادی که حق مسلم-شونه ،

آزادی بیان ، آزادی اندیشه و آزادی انتخاب نوع زندگیشون که آرزو میکنم که

این اتفاق هرچه زودتر بیفته ولی با انقلاب موافق نیستم و فکر نمیکنم

این اتفاق بیفته اما معتقدم به مرور و با رفرمی که ایجاد میشه مردم به

این مسائل دست پیدا میکنن انشاالله

بله ، خب پدرام خانوم گوگوش پرسیده شما به عنوان یک هنرمند شماره

یک چه کاره دیگری بجز خوندن انجام دادید

هنرپیشگی کردم !!! نمیدونم منظورشون

منظورشون بیشتر فکر میکنم برمیگرده به اینکه شما به عنوان یک هنرمند

یک رسالتی دارید چه کار کردید به غیر از خواندن برای اینکه مردم به اون

چیزی که شما خودتون در پیام نوروزیتون اشاره کردید بهش برسند

من با خوندنم میتونم اگر رسالتی به دوشم باشه ،من یک خواننده-م

و یک هنرپیشه-م ضمن اینکه فراموش نکنید که ما در مملکت خودمون

نیستیم ما پرت افتادیم و توی مملکت هم که نمیتونستم بخونم در نتیجه

در داخل ایران نمیتونستم چنین مسئولیتی رو به عهده بگیرم در

خارج از ایران هم که فکر نمیکنم کار ساز باشه کاری که انجام میدیم

چون اینجا در اقلیتیم و تصمیم گیری ها و قضاوت ها در داخل ایرانه و اگر

ما میخواهیم فعالیتی بکنیم یا مثمر ثمر باشیم برای اون ممکلت فکر

میکنم باید در داخل اون مملکت این اتفاق بیفته و ما این کارو انجام بدیم که

متاسفانه من در 21 سالی که در ایران بودم ممنوع الحضور، ممنوع الصدا و

ممنوع التصویر و ممنوع الوجود بودم در واقع

بله اتفاقا دوست داریم بیشتر در مورد اون روزها که در ایران بودید صحبت

کنید بعضی از شنوندها و ببیننده های ما در ایمیلهاشون همینو از شما

خواستن که بگین چه گذشت بر شما در اون 21 سالی که در ایران حضور

داشتید بعد از انقلاب به قول خودتون ممنوع الهمه چیز بودید ممنوع الوجود

بودید چه کار کردند معممین حاکم با شما و امثال شما چه کار کردند

خانم گوگوش

به هر حال هنرمندانی که فعالیت در حکومت سلطنتی داشتند وضعیت

خوبی نداشتند بعد از انقلاب و اکثریتشون که حضور داشتند در ایران

به زندان اوین احضار شدند و به فراخور وزن هنریشون بازجویی هایشون

طول کشید من به شخصه 4 جلسه بازجویی داشتم در اوایل انقلاب درسال

 58 که ادامه پیدا کرد تا هفته اول جنگ در مهرماه 59 که به مدت 1 ماه

تا آبان 59 من در زندان منکرات بودم که این زندان منکرات در خیان وزرا و

منزل زنده یاد آقای مصباح بود

مصباح زاده

بله مصباح زاده

بله خب چه گذشت بر شما در آنجا

به هر حال 1 ماه منو نگه داشتن تا بازجویی هاشون تکمیل بشه که

البته معتقدم سوالایی که از من میکردن بیشتر به سبک خبرنگاران

بود ولی خب میخواستن بدونن دارایی های من چی هست که به

گفته خودشون در اون زمان خمس مال بگیرن و اینکه به هرحال به اینکه

چه وضعی من پیدا خواهم کرد و با من چه .. چگونه برخورد بکنن خودشونم

 بلاتکلایف بودن ولی به هرحال بعد از 1 ماه آزادم کردن اما تا روزی که

از ایران اومدم تحت نظر بودم و حتی ۱ ساله قبل از خروجمم در سال 78 به

شدت تحت نظر بودم از جانب اون گروهی که در وزارت اطلاعات تحت

سرپرستی سعید امامی انجام وظیفه میکردن

خب خانم گوگوش اجازه بدید یکی دیگر از کارهاتون پخش کنیم فکر

میکنم آخرین کارتون که در لوس آنجلس ضبط شده گریه کنم یا

نکنم خودتون میخواین یه توضیح کوتاه بدید و بعد این ترانه رو با هم

ببینیم خانم گوگوش بشنویم

این ترانه آهنگش رو بابک امینی عزیزم ساخته که با من از ایران خارج

شد و در کنسرت های سال دو-هزارم تور کنسرتها با من همکاری

میکرد شعرشم از ترانه های زیبای زویا زاکاریانه تنظیمشم از بابک

امینی و همین چند ماه پیش ضبطش کردم و تقدیم هم میهنانم کردم

با هم مینبینم

بسیار زیبا بود گوگوش عزیز ، لذت بردیم .این آخرین آهنگتون بود ، اولین

ترانه ای که اجرا کردید چی بود گوگوش ؟

اولین ترانه ی، کی منظورتونه؟

در قبل از اینکه از ایران خارج بشید اولین ترانه ای که اولین بار خوندید چی

بود ، اولین ترانه تون؟

اولین ترانه در واقع آلبوم زرتشت بود اون موقع، یک ترانه نبود 5 تا ترانه

بود که اینا رو در ایران کار کرده بودیم و در تورنتوی کانادا ضبطش کردیم

و پخش شد اما اگر از آلبوم زرتشت بگذریم اولین کار من در لوس آنجلس

ترانه ی کیو کیو بنگ بنگ که بسیارم دوسش دارم

البته من منظورم بیشتر اولین ترانه ای که در ایران خوندید که گوگوش-

گوگوش شد در ایران

ترانه ای بود که آهنگسازش رو چند روز پیش از دست دادیم من هم

به خانوادش تسلیت میگم پرویز مقصدی عزیزم، هم به جامعه هنری،

کسانیکه با من کار کرده بودند به خصوص ایرج جنتی عطایی که شعر

قصه وفا رو ایرج کار کرده بود و چند تا ترانه بعدی که با پرویز مقصدی کار

کردم این ترانه اولین ترانه ی مستقل من بود که در اون زمان رکورد فروش

هم داشت و بعد از اونم آهنگای موفق دیگه ای ازش اجرا کردم که ازش

به یادگار دارم به همه دوستانم که باهاش کار کردن و میشناختنش

همکارانانم به اونام تسلیت میگم و همیشه برای ما حضور داره و زنده

 است

بله ما یک مدلی داریم از مقصدی عزیز روحش شاد که اونو بعد از پخش

خلاصه ی خبرها برای دوستان عزیزمون پخش میکنیم فرصت اندکی

داریم تا اینکه خلاصه خبرها رو بشنویم یک سوالی کردن یکی از

ببیندگان میگویند که از خانم گوگوش سوال کنید که آیا استاد رضا

جهان شمس یکی از گیتاریست ها و آهنگسازان قدیمی ایران بودند

رو بخاطر دارند و اگر اینطور است آیا میدانند که استاد چند ماهی

 است که مرحوم شدند در ضمن اگر استاد با ایشان همکاری داشتند

میتوانند اگر بخاطر دارند چند کاری که استاد جهان شمس به عنوان

گیتاریست با ایشان همکاری کردند رو نام ببرند حدود بیست ثانیه وقت

 داری که به این سوال پاسخ بدی گوگوش عزیز.

متاسفم ، بخاطر نمیارم که ایشونو دیده باشم ولی به هرحال فقدانشونو

تسلیت میگم

خب اجازه بده که یک تنفس کوتاه اعلام کنیم گوگوش عزیز....

گوگوش دوستی به نام نیما در ایمیلش میگه خوشحالیم که چهره ی

مهربونتو دوباره در تلویزیون میبینیم شنیدیم که اخیرا در نیویورک

کنسرتی در موزه ی متروپالیتن اجرا کردی میشه در این مورد

صحبتی بکنی همه ما عاشقانه گوگوش رو دوست میداریم فکر

میکنم اشاره-ش به کنسرت ، به اون برنامه ی 12 مارس باشه در

 موزه ی متروپالیتن که در بزرگداشت نوروز برگذار شد درسته؟

بله بله

میخوای صحبت بکنی؟

برای گرفتن یک اتاق اصطلاحا میگن که اختصاص به ایران داشته باشه

این برنامه اجرا شد که پولی جمع بشه و این اتاق رو از موزه ی مترو

پالیتن در اختیار بگیرن ، که خوشبختانه این اتفاق افتاد که این محل محلی

است برای ارائه ی آثار تاریخی و هنرهای تجسمی در این موزه از

هنرمندان ایرانی یا از به اصطلاح آثار بازمانده از دوران گذشته ی

ایران باستان

خب حالا که...

که البته..

بفرمایید

عذر میخوام ، از من خواسته بودن که تیکه هایی از این برنامه رو در

اختیارشون بذارم متاسفانه اونجا فیلمبرداری نشد که بتونم در اختیار

هموطنانم بذارم اما عکسایی که گرفته شده تا اونجایی که امکان

داشت در وبلاگم گذاشتم و در یکی از نشریات مجله ی جوانان هم

چاپ شد

فقط ما اینو مثل اینکه داشتیم اگر دوستان در اتاق فرمان نشان بدن

وبلاگ شما رو عکسهای مربوط به اون مراسم 12 مارس هم فکر میکنم

باشه در وبلاگ حالا که در مورد نیویورک صحبت میکنیم من قبل از اینکه

به استادیو بیام به یک کتابی رجوع کردم که معمولا وقتی با هنرمندان

صحبت میکنم اون کتابه مرجع من هستش گوگوش عزیز کتابیه که

شادروان پرویز خطیبی نوشته و در قسمتی از اون یک اشاره ای داره به

چندین صفحه در مورد شماست یک قسمتش رو من انتخاب کردم و

میخوام باهاتون مطرح کنم و ببینم واقعا جریان چی بود اگر اجازه بدید من

قسمتی از این کتاب رو برات میخونم میگوید گوگوش پیش از انقلاب در

نیویوک بود و در کاباره ی درویش اولین کاباره ی ایرانی نیویورک آواز

میخواند ، ظاهرا گوگوش قصد داشت که در امریکا بماند ولی یک حادثه

یک حادثه ی خیلی کوچک سبب شد که به ایران برگردد و دیگر هرگز به

فکر بازگشت به امریکا نیفتد ، ماجرا از این قرار بود که در یکی از شبها

که گوگوش روی صحنه هنرنمایی میکرد مرد جوانی که مست بود

برایش ابراز احساسات میکند و شاخه گلی را که از گلدان روی میز

برداشته بود به طرفش میبرد ولی وقتی گوگوش میخواهد شاخه ی گل

را بگیرد به شوخی دستش را کنار میکشد و مردم به این صحنه میخندند ،

گوگوش از این حرکت مردم سخت میرنجد و از وسط صحنه به طرف پله ها

میرود و به اصطلاح قهر میکند کسی باور نمیکرد که این قهر و رنجش

گوگوش کار را بجایی بکشاند که او فکر ماندن در امریکا را برای همیشه

از سرش دور کند و در ایران در کنار سایر هنرمندان بماند ، آیا این قصه

صحیحه گوگوش عزیز؟

خدا پرویز خطیبی رو رحمت کنه ، نویسنده ی خوبی بود ، طنز های خوبی

مینوشت ولی فکر میکنم این ماجرا -م یکی از قصه های شیرین پرویز

خطیبی بود برای اینکه چنین اتفاقی نیفتاد من در کاباره ی درویش در

سال انقلاب برنامه اجرا نکردم یعنی برنامه ی مداوم نداشتم یک شب در

 نیویورک در یک کاباره ای خوندم که همون یک شب بود اما قبلش در لوس

 آنجلس در کاباره ای بنام کلبه که در افتتاحیه اش هم من حضور داشتم

یعنی اصلا برای افتتاحیه ی این کلاب من اومدم به لوس آنجلس و به

دعوت مرحوم پوران و ماندگار شدم اجبارا به دلیل تغییر و تحولی که

داشت در ایران میفتاد و بعد متاسفانه در لوس آنجلس نتونستم بمونم

من به قصد موندن نیومده بودم در واقع من از ایران خارج شدم چون

پسرم اون زمان در سوییس درس میخوند و من میبایست بهش

سر میزدم و وقتی به فرانسه رفتم پوران عزیز بمن زنگ زد و از من

 خواست برای افتتاح این کاباره در واقع به لوس آنجلس بیام که من

وقتی دیدم وضعیت ایران هنوز آرام نیست و امکان برنامه اجرا

کردن فعلا نداریم گفتم خب لوس آنجلس میرم و دعوت دوستم رو

لبیک میگم که همون شد که موندگار شدم برای چند ماهی در لوس

 آنجلس و بعد از لوس آنجلس فرار کردم به نیویورک در نیویورک هم

1-2 ماهی بودم در واقع جمعا 6-7 ماهی در اینور دنیا بودم اما اینقدر

بمن فشار اومد و از نظر مالی در مضیقه بودم در عین حال هم

وضعیتی نداشتیم که من بتونم روی صحنه آواز بخونم ، نمیتونستم بمونم

چون عادت به زندگی در خارج از ایران رو نداشتم و هیچ پس زمینه ی

ذهنی هم نداشتم که چی کار میتونم بکنم در نتیجه تنها راهی که برام

مونده بود برگشتن به ایران بود که بمن گفتن بری توی فرودگاه میگیرنت

شاید بکشنت و من با علم به اینکه ممکن این اتفاق برام بیفته به ایران

برگشتم

بله

و خوشبختانه این شانس رو داشتم که آقای مسعود فردمنش در

فرودگاه مهرآباد پستی داشند که به هرحال مهر ورود را تو پاسبورت

من زدند و تا اونجا مسئله و مشکلی نداشتم و وارد شهرم شدم

بله ، بقیه ش هم که تاریخ دیگه

بله

خب اجازه بده یکی دیگر از ترانه های خاطره آفرینتو باهم تماشا بکنیم

ترانه ی مرحم ، میخوای در موردش صحبت بکنی در مورد این ترانه و

بعد قسمتی از اونو میبینیم

بله ترانه ی مرحم از کارهای زیبا و بیاد ماندنی فرید زلاند و اردلان

سرفراز عزیزم فرید نازنین به تازگی با هم مجددا داریم همکاری

میکنم هم با فرید هم با اردلان این کار در سال 56 در فیلم در

امتداد شب اجرا شد و در اون فیلم پخش شد

گوگوش عزیز واقعا بهترین کارهای شما فکر میکنم حاصل همکاری شما

 فرید زلاند ، اردلان سرفراز ، حسن شماعی زاده ، شادروان واروژان

و اینها بودند ..مثل اینکه دوباره قراره این همکاری رو همانطور که خودتم

گفتی از سر بگیری ، این کار تازه که قراره تقدیم دوستدارن صدات

بکنی میتونی یه قسمت از اونو برای ما دکلمه کنی امشب؟

دکلمه ، نمیتونم اگر میدونستم با خودم میوردم شعررا رو ، ولی

ترجیح میدم که چیزی، اشاره ای نکنم فقط اشاره بکنم به اینکه

اردلان سرفراز عزیز فرید زلاند نازنین و بابک امینی، زویا زاکاریان و

 بالاخره حسن شماعی زاده عزیزم که مجددا ارتباط رو بین شماعی زاده

 و سرفراز خوشحالم که باعث شدم اون ارتباط برقرار بشه کارهایی

 رو داریم تدارک میبینم و دونه دونه ضبط میکنیم که چون هنوز کار داره

هنوز بصورت کامل آماده نشده اینکه ترجیح میدم راجع بهش

 کمتر صحبت بکنم تا آماه بشه به همین دلیل-م اینجا چون خیلی سخته

یک کار مشترک و گروهی که یک آلبوم که ارائه ی یک آلبومه تاریخ

مشخص نمیشه گذاشت براش حداقل ما نمیتونیم بذاریم بدلیل

 اشکالاتی که توی کارمون هست و به هرحال ممکلت ما نیست دیگه

باید همه چی رو دونه به دونه پیگیری کنیم و آمادش بکنیم تا جمع بشه

و بشه یک کار درست ارائه بشه

خب شما الآن 9 ساله که خارج از ایران هستید زندگی پر فراز و نشیبی

هم داشتید همه ماها با گوشه های مختلف زندگی شما کم و بیش

آشنا هستیم ، زندگی شما ، بالاخره با اینکه یک چهره ی .. ! هر کی

دوست داره این حریم شخصی خودشو حفط کنه ولی به عنوان یک سوپر

استار شما همیشه زندگیتون زیر ذره بین بوده و همه میخواستن ببین

گوگوش چی کار داره میکنه؟آیا دراین چند سالی که از ایران خارج

شدید اون آرامش خاطر رو کسب کردید ؟ در آرامش زندگی میکنی

الآن؟

تلاشمو میکنم که برای خودم ایجاد بکنم که بتونم کارم رو بهتر ارائه بدم ،

بله بیشتر سعی میکنم که تو حریم خصوصی خودم بمونم با نوه هام

بیشتر در ارتباط باشم و پسرم و خانومش و تعداد اندکی از دوستان

نزدیکی که از قدیم دارم و تک و توک که اینجا پیداشون کردم و برای

من همشون جواهرن با اونا اوقاتمو میگذرونم در مواقعی که کار نمیکنم

یا ورزش میکنم یا مطالعه میکنم و یا با دوستانمو و فامیلم به سفر میریم ،

رستوران میریم ، اینا محدود میشه به همین کارایی که میکنم

بله خب میخوایم یکی دو تا تلفن هم بگیریم ولی قبل از اون اجازه بده

 یک نکته ای را با شما مطرح کنم در میان صدها ایمیلی که دریافت کردیم

بخش اعظمیش ستایش از شما بود تعداد اندکی هم ایمیل داشتیم

که گله ای داشتند از شما و اون گله مربوط میشه به کنسرت که قرار

بود در دبی اجرا کنید این کنسرت لغو میشه از طرف شما و گله ی

این دوستان این بود که چطور اینرو فقط در وبلاگتون فقط بصورت یک

خبر چند خطی نوشتید و چرا از تلویزیون هایی که خبر برگزاری کنسرت

رو تبلیغ کرده بودند از اونا استفاده نکرده بودید و اینو به اطلاع مردم

نرسوندید و معترض بودند که مقدار زیادی پول خرج کردند و با تور

میخواستن به دبی برن و اون پولاشون از دست رفت ، پاسخی داری

برای این سری از بینندگان ما؟

به واقع من متاسفم برای این اتفاقی که افتاد همه میدونن که من دوست 

میداشتم و با شوق دلم میخواست که این سفرو برم و براشون برنامه

اجرا بکنم متاسفانه یکی از اشکالاتی که اینجا در رسانه های ما هست

نبود خبرهای روزانه است ، من آگهی اون کنسرت رو آماده کردم ولی

 قرار بود که از یک تاریخی به بعد این آگهی ها پخش بشه ، پخش آگهیها

توسط کنسرت گذاری بود که قرار بود برنامه رو برگزار بکنه ولی من

 به محض اینکه دومینتعهداتشون ، دومین قسمت از تعهداتشون اجرا

نشد بلافاصله یکی دو نفر از کسانیکه با من کار میکنند رو فرستادم

به دبی و متوجه شدیم نه اجازه ای از اون استادیومی که قرار بود برنامه

اجرا بکنم گرفته شده و نه خود کنسرت گذار حضور داره کنسرت گذار در

زندان بود و استادیوم الوصل هم هیچ پرمیتی ازش گرفته نشده ، در

نتیجه من بلافاصله به همون تلویزیون ها که آگهی ها رو پخش کرده بودند

اطلاع دادم که جلوی پخش آگهی رو بگیرن و همه اونها میدونستن تا اونجایی

که بمن مربوط میشد و من تونستم در بلاگ خودم خبر رو بدم و تلویزیونها

معمولا برای آگهی یک برنامه پول میگیرن و پخش میکنن اما برای اجرا

نشدن اون برنامه دیگه پول نمیگیرن و پخش نمیکنن این متاسفانه وضعیت

ماست و بدیلیل اینکه ما گروه خبری نداریم در تلویزیون ها به هر حال 

شما میبینید که مایکل جکسون وقتی یک کنسرت بزرگی داره برگزار

میکنه بعد ابتدا به ساکن تعطیلش میکنن دیگه نمیان اونو آگهی کنن ولی

توی خبرها اعلام میکنن که کنسرت مایکل جکسون کنسل شد ولی

متاسفانه ما این امکانات رو نداریم و نشد که اینطور به اصطلاح اطلاع

رسانی بشه اما من تا اونجا که به عهده من بود از طریق بلاگم اعلام

کردم جلوی پخش آگهی رو هم گرفتم و متاسفم برای همه ی کسانیکه

ضرر مالی کردن و امیدوارم که یک روزی بتونم اگر به دوش منه

جبران بکنم

 متاسفانه وقت نداریم تلفن بگیریم خانم گوگوش ، فقط یک ایمیل دیگه

براتون بخونم میگویند چرا عده ای میتونن در وبلاگ شما پیام بگذارند و

عده چنین اجازه ای را ندارن ،برای نمونه در کنسرت تازه ای که در

اکلند داشتید گفتید که من فقط برای گروه گوگوشلاو میخوانم ! من

چنین حرفی نزدم هیچوقت من برای همه ی مردم میخونم من برای

هرکسی که میاد و میخواد که کار منو ببینه و صدای منو بشنوه من

برای اون میخونم ، من هیچ خط کشی برای کسی نمیکنم هیچوقت

 هم چنین حرفی را نزدم در وبلاگمم یک مقرراتی را گذاشتم که اگر

طبق اون مقررات رفتار نشه یا نوشته نشه متاسفانه اون مطلب یا اون

کامنت به روی صفحه نمیره

سپاسگزاریم خانوم وقتمون به پایان رسیده ، سوالات زیادی هست

میخواستیم باهاتون مطرح کنیم ایشالا در یک فرصت دیگه، ولی همین

که این وقت رو بما دادید به صدای آمریکا و در برنامه ی 2 روز اول حضور

یافتید ازتون کمال تشکر را دارم از طرف همه همکارانم سپاسگزارم

از شما و براتون ساعات خوشی را آرزو میکنم سلامتی و موفقیت در

سال 1388 .

ممنون آقای فرهودی منم از شما متشکرم و بازهم عید نوروز را به

همه ی هم میهنانم و همه فارسی زبانان در هر کجای دنیا که هستید

تبریک میگم و آرزوی تندرستی و شادکامی براتون دارم

ممنونیم از شما شب بخیر

شب بخیر

هزاران بوسه نازنین بر دستان پاک و بی ریایت

آزیتا .. همسفر گوگوش

azita.G|

 

گزارش کنسرت اکلند

 

شبی آفتابی دیگر پارامونت تیتر اکلند میزبان شاه ماهی

نازنینمان بود ، میزبان حضور صمیمانه و پر مهرش که همچون

همیشه درخشان است و زیبا....برگذاری شب ترانه ی بزرگ

گوگوش عزیز در اکلند بر عهده ی "memory Lane"

بود که جز بزرگترین های جهان است....برنامه راس ساعت 8:30

 شب با آهنگ زیبای قصه دوماهی آغاز شد... بسیاری از ترانه های 

زیبای قدیمی برای اولین بار در این کنسرت اجرا شدند که

همگی همراه با زیبایی های همیشگی نازنینمان بود....

سالن پارامونت تیتر با حضور پر افتخارش سلد اوت بود ،

 گرچه با وجود شاه ماهی هنر ایران انتظاری دیگر نیز نمیرفت...

قصه ی دوماهی ، ساحل و دریا ، مدلی : نمیاد ،

میدونم یک روز میای و سکه خورشید ، مدلی : گاهی خنده

 گاهی گریه ، دیگه اشکم واسه من ناز میکنه و همخونه ،

منو گنجشکای خونه ، مخلوق ، گل بی گلدون ،دریایی ،

من آمده ام ، مدلی هجرت ، پل ترانه های اجرا شده در

قسمت اول برنامه بودند که همگی به زیبایی همیشگی

گوگوش نازنین و همراهی عاشقانش اجرا شدند... در قسمت

دوم برنامه ترانه های زیبای طلاق ، خوابم یا بیدارم ، ماه پیشونی ،

مدلی همسفر ، مرداب ، مرحم ، سکینه دایقزی ، پرسش ،

وقتشه ، کولی ، پیشکش ، جاده و خلوت همچون همیشه

دلنشین خوانده شدند ......از لحظات بسیار زیبای این برنامه تشکر

صمیمانه شاه ماهی عزیزمان از دوستان گوگوشلاوی برای عکسهای

قدیمی بر اسکرین های صحنه بود.....

با آرزوی بهترین ها برای گلبانوی همیشه عزیز ترانه....

     

     

     

     

     

     

  

 

 

azita.G|


Design By : azita.G